Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥♥عاشق واقعی♥♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ اول خدا...
|
خداحافظ برای تو چه آسون بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود خداحافظ برای تو فقط رفتن
برای من ولی این رفتن جان بود خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت خداحافظ طلوع تو غروب من
خداحافظ تو ای عشق عزیز من سلام امروز محکم فریاد میزنم: خدایا او رفت
ولی تو هستی
![]() آب نریختـــــم که برگردی!
آب ریختـــــم تـــا پاک شود
هر چه رد پای توست….
از زنـــدگی ام!
سلام امروز خیلی اتفاقا افتاد... امروز صبح زود با یکی از دوستای پارسالم بعد یک سال رفتیم پارک حسابی باهم دیگه عکس بعد رفتم امتحان دادم چقدر حال داد!! ریاضی بود و همه رو نوشتم آخجوون در حال امتحان دادن بودم ناگهان یکی از دوستام گفت پدر جوادی به رحمت خدا رفت... وای چه احساس ویرون کننده ای بود خلاصه 2ساعت نشستمو امیرحسینو دیدم(کسی که باباش...) محکم بغلم کرد انگار دلش خیلی پر بود منم بقلش کردم گفتم الهی همیشه خوشحال باشیو احساس غم تو زندگیت نکنی بهت تسلیت میگم عزیزم بعد رفتم توی پارک چند دقیقه ای نشسته بودم بعد داشتم به سمت خونه میومدم بعد رسوندم خونه و نگو مهمون داشتیم پسر نمیدونم کیه فامیلای دور مامانمون اومده بود خونمون و باهم حرفیدیم همین.. اینم حوادث یه روز پر حادثه ![]() هر انسانی جائز الخطاست
ولی
هر خطایی جائز العفو نیست . . .
![]() دوستیه ساده ما غیر معمولی شد / نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد نمیدونم چی شد که وجودم لرزید / دل من این حسو از تو زود تر فهمید تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم / چه دلیلی داره از تو دست بردارم بین ما کی بیشتر عاشقه من یا تو؟! / هرچی شد از حالا همیچیزش پاتوووو دیگه دست من نیست بستگی داره به تو / بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری! بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی / عاشق من بمونی منو تنها نذاری... دست من نبود اگه اینجوری پیش اومد / میدونستم خوبی ولی نه تا این حد انگاری صد ساله که تورو میشناسم / واسه اینه اینقدر روی تو حساسم من احساساتی به تو عادت کردم / هرجا باشم آخر به تو برمیگردم دیگه دست من نیست بستگی داره به تو / بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری! بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی / عاشق من بمونی منو تنها نذاری...
فردا امتحان دینی دارم و این به کنار فقط اومدم اینجا امروز و در این ساعت یه چیزی با دل پر بگمو برم:
چقدر انسانها بی
چشمو روحند
همین پدر خوبو نازنینم تولدت مبارک
بخاطر اینکه صبر نداریم بخاطر اینکه همه کارا مونو بخاطر این انجام میدیم که خدا بهمون پاداش و عجر بده و اگه بعد یه مدت خدا دعاهای رنگارنگمونو مستجاب نکنه ازش دل سرد میشیمو شایدم دیگه نماز و دعارو ول کنیم!! ولی باید بدونید که ایراد از خودمون هست درست قبل از طلوع خورشید یه چیزی بگم که خدا اصلا به ما نیازی نداره و اگرم ما براش نماز میخونیم نباید منتی بر سر خدا بذاریم بلکه خدا منت میذاره بر سر ما که همچنین اجازه ای رو به ما میده که نام اونو به دهان ببریم و ازش مدد بخوایم ؛؛ پس وقتی نماز میخونید منت به خدا نذارید و برای دست یافتن چیزی خدارو دعا نکنید خالص اون باشیدو فقط برای اون نماز بخونید للفا!! همیشه از خدا بخواید که به زندگیتون عرض بده نه طول؛ طول عمر بیهوده میخواید واسه چی واسه زجر کشیدن؟ و از خدا چیزیرو نخواید که بهتون نمیده و خودتون احساس میکنید این کار از قصده چون شاید حکمتی توش باشه که به نفع خودتونه (مثلا خواستن کسی که نمیخوادتون یا خریدن ماشین مدل بالا نمیدونم دیگه مثالای زیادی هس... اگه مثلا اونی که میخواید ولی اون شمارو نمیخواد بهش برسین شاید بدبختتون کنه و دنیارو به کامتون زهر کنه همه اینارو از معلم فارسیم آقای قدوسی یاد گرفتم! حالا میامو بیشتر از حرفاش میگم! اون یه مرده ماهه خیلی گله به مولا همونطور که داغ کرد!
رمز ادامه مطلب همون رمزیه که با 80تا پسر تو کلوپ رابطه داشتی
همون رمزیه که تو کلوپ نوشته بودی
![]() ![]() همون رمزیه که وقتی من پروفایلتو دیدم نزدیک بود سکته بزنم و راهی بیمارستان شدم
![]() رمز ادامه مطلبم رمز همون ایمیلیه که تمام پیغامهای یه عاشقو که با تمام وجودش اونا رو نوشته بودو بدون اینکه بخونی راهی سطل آشغال کردی
جواب این همه عشق من به تو سطل آشغال بود جواب این همه احساس 100بار شکستن بود
جواب مجنون خیانت بود؟
اندازه یک دنیا بهت شك دارم حتی دیگه از بابات که بهت اون الفاظو گفته بیشتر میخوام بهت بگم و به دختر بودنت یه آسمون پر از خدا شک دارم و به ناپاک بودنت یقین دارم
درضمن اون کلمه ای رو که اسمشو نباید تو دهنت بیاری
![]() ![]() ![]() ادامه مطلب يك... یادم میاد یه روزی تنهای تنها بودم به دلیل اینکه میترسیدم وبمو یه وقت پاک کنی رمزشو بهت نمیدم آخه گذشته ها خیلی برای من مقدسه گذشته ها همون موقعیه که تمام وجودمرو گذاشتم گذشته ها همون وقتیه که برای اولین بار عاشق شدم گذشته ها همون زمانیه که تو اتاقم تو چشمام نگاه کردیو بهم گفتی ... گذشته ها همون موقعیه که خدا بخاطر همونی که تو گذشته هام بـــــود به خودش احسنت گفت گذشته ها همون عشقیه که وقتی شیطان اومد سمت من (سمت انسان نازنین) دید این یه چیزیه که هرگز نمیشه واردش شد، گذشته ها همون چیزیه عزیزم، که حتی فرشته ها هم انو ندارن حتی فرشته ها گذشته ها همون حسیه که هم خدا و هم من (عددی نیستم که) واقعا بهش احسنت گفتیم گذشته ها همون زمانیه که همه خواب بودن و من اومدم دنبال تو، دنبال عشقم و با بودن در کنار اون انگار برای مدتی دنیا کنارم بود اما با تمام اون حسی که نسبت به اون داشتم ای وای... قبلنا بهم میگفت از پیشم برو جیغ میکشم؛ اما حالا بدون اینکه حتی جیغ بکشه برای همیشه از قلب اون بیرون رفتم و هرگز دیگه حتی تو خاطر اون جایی ندارم... گذشته ها عاشق بودم معشوقه داشتم داغون نبودم روح و احساس درونم رو زنده کرده بودم گذشته هارو به این دلایل میپرستم و هرگز فراموش نخواهم کرد،((چون ترو یادم میاره)) هرگز فراموش نمیکنم اون همه احساس رو... هرگز
پس از من نخواه که رمز وبمو بهت بدم و عشقمو نسبت به تو فراموش کنم درسته تو بهم گفتی دست از سرم بردار ولی اینو بدون هیچ وقت دست از سرت بر نمیدارم نمیتونم نمیتونم حالا میفهمم عاشقا چی میگن و چی میکشن من مجنون تو بودم و خواهم ماند ولی تو لیلیو دل داده بودیو حسی به مجنونت نداشتی بخاطر عشقم تقدیم به عشق: گفتم نرو پر پر میشم / گفتی میخوام گفتم آخــه عاشق شدم / گفتی میخوام تنها باشم گفتم دلــــــــــــم؛ گفتی بسوز / گفتم یه عمری باز هنوز گفتم پس عمرم چی میشه / گفتی هدر شد شبو روز وای دلم گفتم آخه من، داغون میشم / گفتی به من، خوش میگذره گفتم بیا چشمام با تو / گفتی آخه کی میخره گفتم منو جنس میدونی / گفتی آره بی قیمتی گفتم یه روز من کسی بودم با من نکن بی هرمتی گفتم صدام میمیره باز / گفتی به درد بسوز بساز گفتم حالا که پیر شدم / گفتی که از تو سیر شدم گفتم تمنا میکنم / گفتی میخوام خوردت کنم گفتم بیا بشکن تنو / گفتی فراموش کن منو گفتم تمنا میکنم / گفتی میخوام خوردت کنم گفتم بیا بشکن تنو / گفتی فراموش کن منو گفتی فراموش کن منو گفتی فراموش کن منو گفتی فراموش کن منو خرابه شد ستاره بارون بیا ببر یه دخت ویرون کی میکشی بار دگر شانه به مویــــــــــــــــــــــــــم کی میزنی ای با وفا بوسه به رویـــــــــــــــــــــــــــم ستاره ی شبم کجایی کی شود از سفر بیایی لب را بگشا قرآن بخوان که مهربانـــــــــــــــــــــــــــی ستاره ی شبم کجایی کی شود از سفر بیایی ستاره ی شبم کجایی کی شود از سفر بیایی اگر بیایی تو به سویم اگر بیایی تو به سویم خون رخت به گریه شویم خون رخت به گریه شویم دیدی من را در آن صحرا به دیده ی خووون ماندم از ره خوردم سیلی زدست مجنون ستاره ی شبم کجایی کی شود از سفر بیایی to tell someone howmuch you love because when they '''regone no matter how loud you shout and cry,
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
|
|